12501
۲۹ تیر ۱۳۹۵
مامانم و آجیم از بیرون برگشتن یکهو دیدم آجیم زد زیر گریه
من:پــ چه مرگت شـد یهو؟(خعلی دوسش دارما^_*)
اون:تو نونوایی خوردم زمین:(((
من با این قیافه^_^:عه حالا گریه داره اینم ننر خانوم؟؟!
اون:خب آخه مامان جا اینکه کمک کنه بلن شم جلو همه بم گفته خدا ذلیلت کنه بچه نونا رو خاکی کردی :(
من :|
آبجیم:((
مامانم=)))
مامانه داریم الله وکیلی؟@-@