منو ی اصلی

داستان

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

تست هوش و معما

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

مرامنامه
خانه » طنز » اعتراف میکنم » طنز اعتراف میکنم ۱۷

7767 | طنز اعتراف میکنم ۱۷ |31 اکتبر 2015

 

اعتراف میکنم تو محرم داشتیم حلوا میدادیم بعد من نا خوداگاه تاکید میکنم ناخود اگاه پام رفت توی ضرف.

فوری فلنگ رو بستم از محل متواری شدم.تو اتاقم بودم که دیدم صدای زنها ی همسایه بلند شد.

نگو اونا جای پای منو دیدن فکر کردن جای پای امام زمانه…… یه ضرف کوچیک رو بین ۱۰۰ نفر تقسیم کردن.

زن همسایه مونم اومد گف از این بخور تا شاید امام ادمت کنه. خدا کنه خدا ببخشتم اخه ۲ هفته بود پاهامو نشسته بودم…………