منو ی اصلی

داستان

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

تست هوش و معما

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

مرامنامه
خانه » طنز » خاطرات خنده دار » خاطرات خنده دار ۳

5510 | خاطرات خنده دار ۳ |15 جولای 2015

 

یه لحظه تصور کن :
” داری غذا میخوری یهو متوجه میشی تو لقمت که الآن داری میجوییش موئه
سر موئه رو میگیری تا بکشیش بیرون میفهمی که کار از کار گذشته چون سر دیگه ی موئه تو معدته

هیچی دیگه همونطور که زیر لب مشغول مستفیض کردن جد و آباد صاحاب موئه هستی

با تمام وجودت سعی میکنی لقمه ی مو آلود رو قورت بدی !

پس از چن دقیقه تلاش طاقت فرسا بالاخره لقمه ئه پایین میره …. ”
حالا گرفتی من بخبخت امروز موقع سحری خوردن چه حسی داشتم ؟؟؟؟؟؟؟
لامصب لقمه ئه پایین نمیرفت که ! از الآن واسه ادامه ی مراحل گوارشیم عزا گرفتم *^_^*