4Funs رو دوست دارم !love

Love 4Funs

منو ی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

تست هوش و معما

چیستان

مرامنامه
خانه » داستان » داستان آموزنده » داستان زیبای پدر پسر (داستان های پند آموز)
Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

 

داستان زیبای پدر پسر

این داستان رو از دست ندین حتما بخونینش

مرد درحال تمیز کردن و شست و شوی  اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۴ ساله اش تکه سنگی از زمین برداشته و بر روی ماشین خط می اندازد.

پدر آن کودک با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود.

بعد این حادثه پدر که متوجه زخم های عمیق پسرش شده بود او را فورا به بیمارستانی برد

در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان که خود پدرش آن ها را ایجاد کرده بود، انگشتان دست خود را از دست داد.

وقتی کودک پدرخود را پیش خودش دید با چشمانی آکنده از درد و با ناله ی فراوان و ضعیف از او پرسید: پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند و مانند قبل می شود ؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست واصلا در توان نداشت تا سخنی بگوید، به سمت ماشین خود بازگشت و به یاد آن حادثه و از شدت ناراحتی شروع کرد به لگد مال کردن و از بین بردن ماشین ..

و با این عمل او کل ماشین را از بین برد و در این حین بود که ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک بر روی ماشین ایجاد کرده بود خورد که نوشته روی ماشین اینگونه بود:

( دوستت دارم پدر ! )

چه میشد اگرر آن روز پدر آن کودک آرام و آهسته به فرزندش هشدار میداد ؟

حال به نظر شما آیا واقعا چنین عملی شایسته ی ماست که انجام دهیم ؟

آیا باید به خاطر پول و ثروت هر کاری بکنم ؟

کمی در این باره بهتره هممون تامل کنیم

 

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.