4Funs رو دوست دارم !love

Love 4Funs

منو ی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

تست هوش و معما

چیستان

مرامنامه
خانه » شعر طنز » شعر طنز مادر از ایرج میرزا
Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

 

شعر طنز مادر از ایرج میرزا

گویند مرا چو زاد مادر به دهان گرفتن آموخت
 
شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت
 
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
 
یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت
 
لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت
 
پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست
 
 
 
ایرج میرزای قرن ۲۱
 
گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
 
شب ها بر ِ تـلـویـزیـون تا صبــح بنشست و فـیـلـم دیدن آموخت
 
برچهـــره، سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
 
بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش تا رســم کمان کشـیدن آموخت
 
هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
 
دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار همـــــواره طلا خریدن آموخت
 
با دایــــــی و عمّه های جعــــلی پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
 
با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
 
آســــــوده نشست و با اس ام اس جک های جدید، چتیدن آموخت
 
چون سوخت غذای ما شب و روز از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
 
پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
 
بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار بیماری و قد خمیـــــدن آموخت
Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.
دیدگاه مطلب شعر طنز مادر از ایرج میرزا