4Funs رو دوست دارم !love

Love 4Funs

منو ی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

تست هوش و معما

چیستان

مرامنامه
خانه » برچسب های مربوط به "اس ام اس باحال و خنده دار"

اس ام اس باحال و خنده دار

5849

۲۸ تیر ۱۳۹۴

 

دوران مدرسه یه دوست داشتیم خیلی درسش خوب نبود
امتحان آخر ترم بود همه امتاحنارو میگفت خراب کردم
یه روز که از متحان آمادگی دفاعی اومدیم بیرون دیدیم خوشحاله
گفتم چی شده بهزاد
برگشت میگه یه سوالش خیلی آسون بود :))
گفتم کدوم؟؟؟ o.O
بهزاد:خان را تعریف کنید
من:چی نوشتی؟؟
بهزاد: رعیس قبیله را خان گویند. -__-
:)))))))))))))))

 

5691

۲۷ تیر ۱۳۹۴

 

ﺑـﭽـﻪ ﻛـﻪ ﺑـﻮﺩﻡ ﺳـﻨـﺪ ﺧـﻮﻧـﻤـﻮﻧـﻮ ﻭﺭﺩﺍﺷـﺘـﻪ
ﺑـﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﻫـﺮ ﺑﺮﮔـﺶ ﻳـﻪ ﻧـﻘـﺎﺷـﻴـﻪ ﺧـﻮﺷـﮕـﻞ فـوراِِِگـزََمـپـل ﮔـﻞ ، ﺩﺭﺧـﺖ، ﺟـﻮﺟـﻪ ﻭ ….
ﻛـﺸـﻴـﺪﻩ ﺑـﻮﺩﻡ ﻭﻗـﺘـﻰ ﺑـﺮﺩﻡ ﻧـﺸـﻮﻥ ﺑـﺎﺑـﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺗـﺎ ﺷـﺐ ﻓـﻘـﻂ ﮔـﺮﻳـﻪ مـی ﻛـﺮد!!!
ﺍﻭﻥ ﻣـﻮﻗـﻊ ﻓـکـر مـی کـردم شـهـادتـی چـیـزی بـوده گـریـه مـی کـنـه یـا مـثـلا از ایـنـکـه بـچـه بـا اسـتـعـدادی خـدا بـهـش داده داره اشـک شـوق مـی ریـزه

ولـی بـعـدا فـهـمـیـدم. بـیـچـاره بـابـام ۳۰ سـالـگـی از دسـت کـارای مـن کـچـل شـد^_^

 

5689

۲۷ تیر ۱۳۹۴

 

گـزارشـگـره اومـد تـو اتـوبـوس گـفـت :
شـمـا چـرا بـا اتـوبـوس ایـنـور اونـور مـیـریـن؟؟؟
گـفـتـم : بـه جـون مـادرم سـلام ،اولا” واسـه ایـنـکـه آلـودگـی هـوا رو بـیـشـتـر نـکـنـم
مـجـری :آفــریـن
ثـانـیـا” زودتـر بـه کـارام مـیـرسـم ، تــو تـرافـیـک نـیـسـتـم ، دنـبـال جـا پــارک نـمـیـگردم
از هـمـه مـهـمـتـر مـاشـیـن نـدارم !!! مـجـبـورم مـیـفــهـمـی؟؟؟
مـلـت مـرده بـودن از خـنـده

 

5686

۲۷ تیر ۱۳۹۴

 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻛﺎﻓﻲ ﺷﺎﭖ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺟﻔﺘﺎﺷﻮﻥﺍﻭﻣﺪﻥ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻡﺗﻨﻬﺎﻡ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ حوصلم سررفت ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ
ﮔﻮﺷﻢﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺘﻢ ……
ﻫﻲ ﺑﺪﺑﺨﺖ خاک تو مخت زود پاشو ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺑﺎ ﻳﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﻲﺷﺎﭖ ﻧﺸﺴﺘﻪ !!! ^_^
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻓﺮﺍﺭ کردن انقده حال داد ^_^

 

5681

۲۷ تیر ۱۳۹۴

 

ﺩﻳﺸﺐ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﻴﻮﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ عمم اینا، ﺩﯾﺪﻡ ﺗــﻮ
ﺍُﺗﻮﺑــﺎﻥ
ﻧﻮﺷﺘــﻪ :
” ﺍﯾـﻤﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺴــﯽ ﮐﻪ ﺷــﺐ ﺳﯿـــﺮ
ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﻭ
ﻫﻤﺴﺎﯾﻬﺎﺵ ﮔﺮﺳﻨــﻪ ﺑﺎﺷﺪ “.
ﻫﯿــﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ !!!
ﺷــﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۲ با یه قابلمه ﺭﻓﺘـــﻢ ﺯﻧﮓ ﺗــﻤﺎﻡ ﻭﺍﺣﺪﺍﯼ
ﺳﺎﺧــﺘﻤﻮﻧﻮ ﺯﺩﻡ،
ﭘُﺮﺳﯿﺪﻡ
ﮐﺴـــﯽ ﮔﺮﺳﻨــﻪ ﻧﯿـﺴﺖ؟ ﺍﮔﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﺨﻮﺭﻩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻭﺍﺣﺪ ﻓﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ، ﺑﻘﯿــﻪ ﮔﻔﺘــﻦ
ﺳﯿﺮَﻥ :|
ﻳﮑﻲ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﻩ ﻋﻤﺖ ﺑﺨﻮﺭﻩ
ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻲ ﺍﺩﺏ ﺷﺪﻥ ﻣﻠﺖ، ﺧﻴﻠــــــــــــــــــــــــى!!!
ﻧﻤـﻲ ﻓـﻬـﻤـﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺷـﺘـﻢ ﺍﻳـﻤﺎﻧـﻤـﻮ ﻣـﺤـﮑـﻢ
ﻣﻴـﮑـﺮﺩﻡ :(

 

5510

۲۴ تیر ۱۳۹۴

 

یه لحظه تصور کن :
” داری غذا میخوری یهو متوجه میشی تو لقمت که الآن داری میجوییش موئه
سر موئه رو میگیری تا بکشیش بیرون میفهمی که کار از کار گذشته چون سر دیگه ی موئه تو معدته

هیچی دیگه همونطور که زیر لب مشغول مستفیض کردن جد و آباد صاحاب موئه هستی

با تمام وجودت سعی میکنی لقمه ی مو آلود رو قورت بدی !

پس از چن دقیقه تلاش طاقت فرسا بالاخره لقمه ئه پایین میره …. ”
حالا گرفتی من بخبخت امروز موقع سحری خوردن چه حسی داشتم ؟؟؟؟؟؟؟
لامصب لقمه ئه پایین نمیرفت که ! از الآن واسه ادامه ی مراحل گوارشیم عزا گرفتم *^_^*

 

4469

۱۳ خرداد ۱۳۹۴

 

چند روز پیش که رفتم وام بگیرم مسوولش گفت به ازای هر ۵میلیون تومن یه ضامن باید بیاری.
با خودم حساب کردم دیدم اون آقای عزیز دل برادر که ۶۵هزار میلیارد تومن وام گرفته ۱۳میلیون ضامن نیاز داره.خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست.بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان،ترکمنستان،آذربایجان و تاجیکستان کمک بگیره.
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده.هر ضامن اگه مدارک و فرمهاش ۱۰صفحه بشه کل صفحات پرونده ش میشه ۱۳۰میلیون صفحه کاغذ A4. که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چند طبقه ست.
خداییش خیلی دلم بحال بانک سوخت !!!
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمیگیرن!!!!

 

1010

۲۱ تیر ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار و جالب تیر 93

خاطرات خنده دار و جالب تیر ۹۳

عزیزان لینک منبع یادتون نرهicon_wink

دیروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگیرم حالا مکالمات بین من و مامانم :
مامان کارت من کجاست ؟
مامانم :تو کیف کارت ها
من : کیف کارت ها کجاست ؟
مامانم : کنار کارت ملى و گواهینامم
من:خوب گواهینامت کجاست ؟
مامانم :تو کىف پولم
من: خوب کیف پولت کجاست ؟
مامانم :توکیف قهوه یمه دیگه
من:خوب کیف قهوه ایت کجاست ؟
مامانم: تو اتاقمه پسره ى دیوونه
من پس از بیست دقیقه گشتن
من : مامان پىداش نمیکنم خودت بیا بده
حالا مامانم اومده مستقیم رفته تو اتاق خوهرم اوورده داده میگه بیا بگیر پسره خنگ

186

۲۲ خرداد ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار و خاطرات طنز جدید خرداد 93

خاطرات خنده دار و خاطرات طنز جدید خرداد ۹۳

امتحان داشتیم میخواستم ساعت ۴ صبح از خواب بلند بشم مثلا درس بخونم
خواب من خیلی خیلی سنگین ….

گوشی رو گذاشتم رو زنگ با اهنگ مناسب ترکیدن

78

۱۹ خرداد ۱۳۹۳

 

سر خیابونمون یه آژانس هست یه طوطی داره قد گودزیلا
امروز داشتم از کنارش رد میشدم یه جیغ کشید، کنارش یه گنجیشک بود
بدبخت گنجیشکه سه متر پرید اونور بد خشکش زد افتاد مرد
منم اومدم حال طوطی رو بگیرم رفتم زدم رو قفسش
برگشت گفت: چخه…
پشمام به معنای واقعی کلمه ریخت
کثافت
با تشکر