4Funs رو دوست دارم !love

منو ی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

آوای انتظار همراه اول

پیشواز ایرانسل

تست هوش و معما

چیستان

مرامنامه
خانه » داستان » داستان آموزنده » مادر خوب (داستان های آموزنده)

11635 | مادر خوب (داستان های آموزنده) |۱۴ فروردین ۱۳۹۵

 

مادر خوب

ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد
گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:
فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید
سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد

برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند
نوشته بود: کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم
ادیسون ساعتها گریست
ودر خاطراتش نوشت:
توماس آلوا ادیسون،
کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد!